X
تبلیغات
رایتل
آرایشگاههای زنانه در ایران و صحبتهای قابل تامل  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 مهر‌ماه سال 1388
تاریخ: جمعه نهم اسفند 1387 ساعت :21:38 

آرایشگاه زنانه مکانی است که هر خانمی از هر شکل از اعتقاد و ایده و نظر بطور دائم در آن رفت و آمد دارند. خب زیبایی خوب است و خدا هم زیبایی را دوست دارد. هر زنی هم دلش میخواهد ظاهری زیبا داشته باشد. جو آرایشگاههای زنانه در ایران با هر جای دیگری متفاوت است . وقتی به آرایشگاه میروم خیلی چیزها می بینیم و خیلی چیزها می شنویم. مکان اطلاعاتی است برای خانمها. از هر دری صحبت میشود. شاید یکی از علتهای آن گذران وقت در این مکان باشد . کمتر دیده شده در آرایشگاهی مجله ای ، روزنامه ای و یا کتابی به روز گذاشته شده باشد برای خانمهایی که گاها بین ۶ تا ۸ ساعت هم در آنجا وقتشان تلف میشود. تنها جایی که حاضریم پول زیادی بپردازیم وقت زیادی قر ار دهیم اما با لبی خندان بیرون بیائیم. برای یک رنگ مو ، فر ، مش ، اصلاح صورت و ابرو و .. حداقل ۶۰ هزار تومان و حداکثرش هم مربوط میشود به جای آرایشگاه ، فرد آرایشگر و موارد دیگری که خود آرایشگران برای خود قانون قرار داده اند. به طور مثال می بینی که می گویند اگر ...خانم کار شما را انجام دهد ۶۰ هزار تومان برای اصلاح و رنگ موی ساده و سشوار از شما می گیریم اما اگر ....خانم کار شما را انجام دهد ۱۵۰ هزار تومان. با اینکه خیلی کم پیش می آید این آرایشگرها تحصیلات دانشگاهی داشته باشند اما چنان کلاسی میگذارند که مهندس و دکترش هم آدم حساب نمی کنند. در انجا فردی که وارد میشود اگر هفت قلم آرایش اجق وجق  داشته باشد و مانتو کوتاه و تنگ و قیافه آنچنانی داخل شود جلو پایش هم بلند میشوند حالا این خانم در هر سطح اجتماعی میخواهد باشد اما اگر دختر خانمی ساده مهندس شکیل و خانم وارد شود جواب سلامش هم به زور میدهند. کلا جو خاصی دارد. متاسفانه در این مکانها حرفهای خوب هم نمیشنوی. خود من روی برخورد آرایشگر خیلی اهمیت میدهم. شاید بیش از ۵۰ آرایشگاه رفتم تا بالاخره یکی که جو بهتری داشت پیدا کردم. البته امیدوارم که چون خیلی جوان هستند رفتارشان عوض نشود. خب محیط می طلبد که خودشان بهترین لباس را بپوشند و زیباترین آرایشها را داشته باشند و من روی این مورد مشکلی ندارم اما کسانی که به طور مداوم به این مکان می آیند تقریبا همدیگر را می شناسند. چند روز پیش که رفته بودم متوجه شدم خانمی که کار منو انجام میداد دمق و ناراحت است . حسابی کسل بود. وقتی پرسیدم حالت خوبه؟ با غم عجیبی گفت زندگی همیشه به کام ما نیست و چون دیدم نمی خواهد ادامه دهد لبخندی زدم و گفتم خدا کریمه توکل به خدا کن. خانمی با خواهر شوهرش آمده بود جوان بود و زیبا . خودش گویا کاری نداشت کنار دست من نشسته بود. بحثشان سر این بود که سریالهای تلویزیون قباحت را از حد گذرانده اند و چند زنی در بین مردان را به خوبی آموزش می دهند. در اینجا سر درد دل بقیه هم باز شد. خانم جوان کنار دست من شروع کرد : وای بر ما خانمها تا تیپ مردی و پولش رامی بینیم همه چیز یادمان می رود و فکر می کنیم شاهزاده رویاهایمان به خواستگاری آمده و خوشبخت ترین زن دنیاهستیم. "سعی میکرد یواش حرف بزند و با اشاره که خواهر شوهرش متوجه نشود" ببینید خانم ترو خدا من تازه ۲۵ سال دارم دو سال نیست ازدواج کردم آرزو دارم موهام رو رنگ کنم اما نمی ذارند. نمی دونی چقدر شوهرم بداخلاق است؟ نمی دونی چه بر سر من آورده بخدا از دستش دیوانه شدم. پرسیدم مگر از قبل نمی شناختید یا دوران نامزدی نداشتید ؟ گفت ۸ ماه نامزد بودیم اما می گفتم بعد از ازدواج خوب میشود منه خر رو بگو گول قیافه و پولش را خوردم . گفتم واقعا برای معیارهای شما خانمها متاسفم. همینطور داشت درددل میکرد که خانمی وارد شد یادمه امد که سه ماه پیش که آمده بودم ایشان عروس همین آرایشگاه بود . سریع مانتو و روسری را بیرون اورد گویا به کاباره وارد شده لباس آنچنانی تنش بود . گفتم خوب تازه عروسه جوان هست و مقتضای سنش است حتما شوهرش هم دوست دارد. هنوز ۵ دقیقه نیامده بود که متوجه شدم متاسفانه و صد افسوس برای طلاق اقدام کرده است . متاسف شدم در همین حین بود که مابین صحبتهای خانم آرایشگر و این خانم متوجه شدم خانم ارایشگر هم برای جدایی اقدام کرده و متوجه ناراحتی او شدم که با غم زیادی گفت خدا از سر مردان نا اهل نگذرد که هنوز ازدواج نکرده دلشان دنبال یکی دیگر است از این صحبتش متوجه شدم شوهرش بهش خیانت کرده است. اون خانم با خنده گفت بی خیال من تا دیدم بدردم نمی خورد درخواست طلاق دادم و الان منتظر مراحل طلاق و دادگاه هستم تازه چند شب پیش هم در یک پارتی یک آقای خوشکلتر و خوش تیپتر به من شماره داد  و مگر مثل تو دیوانه هستم که غصه بخورم خودم را سرگرم کردم. داشت حالم بهم میخورد. از این تعریفها ، از این کوته فکری ها از این معیارهای ازدواج و از اینکه قباحت طلاق به این راحتی از بین خانواده های ما رفته. با خود می گفتم این خانم در اینده مادر شود فرزندش چی میشود؟ گفتم که جو آرایشگاههای زنانه جو عجیبی است . از خانم ارایشگر خواستم هر چه زودتر کار من را انجام دهد تا زودتر از آن محیط خلاص شوم. اما متاسف شدم از اینکه مسئولین ما بجای اینکه سریالهایی بسازند که فرهنگ وفاداری و عشق و ایثار را بین خانواده ها رواج دهند بی محتوا ترین سریالها را می سازند و با بد آموزی فراوان برای زن و شوهرها. یا زن خیانت کرده یا مرد خیانت کرده یا چند همسری را رواج میدهند وادریغا از یک سریال خوب کاش حداقل برنامه های آموزنده دکتر فیل و خانم اپرا را دوبله میکردند و بجای این سریالهای بی محتوا برای مردم ما پخش میکردند. خدا عاقبت همه را به خیر کند

نوشته شده توسط فریبا | موضوع: | لینک ثابت | آرشیو نظرات