X
تبلیغات
رایتل
تویی تنها بهانه زنده بودنم  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 مهر‌ماه سال 1388
تاریخ: شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت :1:12 

امسال را خودم و همسرم خوب شروع نکردیم. همش من مریض بودم اما شکر خدا برای بقیه خانواده خوب بود. اما در این سه هفته ای که مریض بودم و روزهای اداری سر کار نرفتم بهانه ای بود که بیشتر در کنار همسرم این بهانه زنده بودنم باشم. کاش می توانستم به معنای واقعی محبتهای بی منت او را جبران کنم. اون زمانها که مجرد بودم وقتی مریض میشدم پدر و مادرم به دکتر بردن و دادن دوا و دارو بسنده میکردند و به کارهای خودشان مشغول میشدند اما حالا چی ؟ حالا فردی بنام همسر مردی بنام همراه انسانی به نام شوهر با درد من درد میکشد و با اه من اه با لبخند من لبخند میزند و با اشک من اشک میریزد. هیچوقت فکر نمیکردم خداوند چنین لطفی شامل حال من کند. در همینجا بخاطر همه خوبیهایش محبتهایش وفاداریش عشقش سپاسگزارشم و می بوسمش امروز بعد از تقریبا ۲۲ روز از خونه به معنای تفریح بیرون رفتم در حالیکه روز سیزده بدر روز پر دردی را گذراندم و تمام مدت در تختم خوابیده بودم امروز حالم خیلی خوب بود. به همراه همسرم ، پدرش و خواهر خودم به رستوران جهت ناهار رفتیم. فکر میکردم تعطیلات تمام شده و همه جا خلوت است اما خیلی شلوغ بود. داخل ماشین همراه با ضبط شروع به خواندن کردم دیدم همسرم این بهانه زندگیم از اینکه بعد از مدتها مرا سر حال می بیند خدا را شکر میکند. رستوران جاتون خالی خیلی شلوغ بود و موسیقی زنده بندری داشت خیلی خوش گذشت و شب هم خواهرم را که سه هفته جهت مراقبت از من به منزل ما امده بود به خانه پدرم برگردانیدم و کلا امروز روز خوبی بود. خدا رو شکر میکنم و برای همه مردم دنیا بخصوص هموطنان خودم در هر جای دنیا هستند سال خوبی بخصوص توام با سلامتی را ارزو میکنم.