X
تبلیغات
رایتل
اخلاق پزشکی در ایران  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 مهر‌ماه سال 1388
تاریخ: چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 ساعت :0:7 

دیروز یکی از پستهای قدیمی (آذر ۸۷ ) وبلاگ از قلب کویر را می خواندم در مورد پزشکان متخصص و عمومی در کانادا و فرقش با ایران بود. در اینحا دو نکته قابل توضیح است اول رفتار ما مردم با پزشکان و دوم  رفتار جامعه پزشکی با مردم و بیماران . هر دو مهم هستند اما رفتار جامعه پزشکی با اهمیت تر است چونکه قشری تخصیلکرده و با سوادند در حالی که بیماران از همه قشری میباشند. با اینکه خودم هم  بی اطلاع نیستم اما خیلی استفاده کردم. من در فرانسه این موردها را دیده بودم. در کشورهای غربی تا پزشک خانواده یا همان پزشک عمومی بیمار را نبیند و تا زمانی که نگوید از عهده پزشک عمومی خارج است هیچ متخصصی بیمار را ویزیت نمی کند. جالب است که بسیاری از ما ایرانی ها که عادت کرده ایم به پزشکان عمومی بها ندهیم به کشورهای غربی که می رویم دلخور و ناراضی هستیم. فکر می کنیم نمی خواهند ما را مداوا کنند. هرگز نخواستیم در این مورد تحقیقی کنیم و علت را جویا شویم. میدانم بسیاری از دوستان واقفند که هزینه هایی که برای پزشک کردن یک دختر یا پسر ۱۸ ساله که از دبیرستان بیرون میآید و جهت رشته سنگین و پرمشقت پزشکی قدم به دانشگاه می گذارد چقدر است ؟ چقدر از سرمایه ملی یک مملکت خرج میشود تا دانش آموزی پزشک شود و قدم در جامعه برای مداوای بیماران بگذارد؟ در آخر کار هم قسم نامه پزشکی بقراط را که همه در زمان فارغ التحصیلی می خوانند.

حال در این مملکت چنان ما با یک پزشک عمومی برخورد می کنیم که گویا رفته ایم نزد یک فردی که هیچ سوادی از رشته خود ندارد. (درددل پزشکان هم قابل تامل است )اگر به ما گفت مشکلی نداریم و مثلا این درد عضلات تو از ناراحتی عصبی است که ممکن است برای شما پیش آمده باشد و یک انبار قرص و دارو به ما نداد وقتی از مطب خارج شدیم می گوئیم بابا این که سواد نداشت. سرمان درد میگیرد، سرما بخوریم، یک دل درد ساده حاضریم هفته ها پشت در اتاق پزشکان متخصص که در اصل باید چون دیگر کشورها کارشان تحقیق و پژوهش و پرورش پزشکان عمومی در دانشگاهها باشد بانتظار بنشینیم و آنوقت با چقدر کلاس گذاشتن بازم ناراضی بیرون بیائیم. من قصد جسارت به هیچ کسی را ندارم نه پزشکان عمومی عزیز و نه متخصصین زحمت کش اما متاسفانه در این شغل تنها چیزی که مد نظر نمی باشد اخلاق پزشکی است. اینجا چون دیگر رشته ها  از هیچ کاری برای شلوغ کردن مطبها خودداری نمی کنند. آنهایی که معترض حرف من میباشند خودشان با مطب پزشک متخصصی تماس بگیرند و وقت بگیرند بگویند چه ساعتی بیائیم به طور مثال به همه می گویند ساعت ۳ اینجا باش. خب نزدیک ۳۰ نفر یا بیشتر و کمتر برای بعد از ظهر خانم منشی وقت میدهد با کلی آلاب و تولوپ همه بیماران که ۹۸ درصد آنها نیازی به پزشک متخصص ندارند ساعتها  قبل از وقت ویزیت ، که  می گویند از طلا گرانبهاتر است را به مطب می کشانند. خانم یا آقای پزشک محترم ساعت ۵ الی ۶ تشریف می آورند. مطب هم شلوغ شده و هر کسی معمولا یک همراه دارد که نیمی روی صندلی های انتظار می نشینند و نیمی هم سرپا در گرما و سرما. خانم منشی هم دائما سر بیماران داد و فریاد می کند که خانم چه خبرته اقا ساکت مگه نمی بینید سرم شلوغه؟ اعصاب داغون برای خود و بیماران و چندین ساعت وقت تلف شدن مردمی که شاید بیش از ۳۰ دقیقه به وقت گذاشتن نیاز نباشد. هر فردی هم که بار اول است می آید با توجه به شلوغ بودن مطب می پندارد متخصص فوق العاده ای است که اینچنین مطبش شلوغ است. خدا گواه است تا بحال ندیده ام یک پزشک بخصوص متخصص به وقت بیمارش اهمیت دهد. اگر چون کشورهای جهان اول(غربی) اخلاقیات را رعایت می کردیم اینجا و خودمان همان ساعتی که قرار است بیائیم سفارش می کردیم به ترتیب از ساعت ۵ بعدازظهر هر ۱۰ دقیقه به یکی وقت بدهید هم اعصاب خودمان راحت تر بود هم بیماران در انتظارهای بیجا و غیرمسئولانه ما نمی مانند و هم وجهه پزشکان عزیز زیر سوال نمی رفت. دکتر سینوهه دوستی که منشی یکی از عزیزان بود میگفت تقصیر ما نیست خود پزشک می گوید نگذارید مطب خلوت باشد. تازه وای اگر سر و کارت به خانم منشی بیفتد چند تا حرف هم بارت می کند که از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرمائید ما را مس کنید. من چیزی که در کشور فرانسه دیده ام بازگو کنم. خواهرم برای کمر دردی که شدت زیادی داشت تا ۸ ماه تحت نظر پزشک عمومی بود بعد اجازه مجوز ویزیت پزشک متخصص صادر شد . باور نمی کنید وقتی به مطب می رفتیم وقتی که به بیماران داده شده بود سر وقت می آمدند و شاید پیش میآمد یکی دو نفر نشسته باشند آنهم بخاطر  طولانی تر شدن معاینه بیماران قبلی منشی هم که ندارند پزشک فرق ندارد عمومی یا متخصص بیمار را بعد از معاینه شیرفهم می کند در خصوص بیماریش و با حوصله تمام توضیحات را میدهند. بیمار را تا در خروجی بدرقه میکنند با لبخند و خداحافظی و استقبال از بیمار بعدی . انسان کیف می کند مریض شود و به مطب دکتر برود. در ایران هم بخصوص بخصوص متخصصین زنان متاسفانه جز آب نومیدی بر دل بیمارانشان ریختن کاری دیگر ندارند . اینجا نه میتوانی از پزشکت سوال کنی چه مشکلی داری؟ نه وقت می گذارند که برایت توضیح دهند. نه معاینه درست می کنند.  بدون هیچ غرصی این حرفها را می نویسم شاید قسمتی از درد دلهای مردم به گوش پزشکان محترم برسد و روی اخلاق پزشکی بیش از درآمدش اهمیت دهند. درد دل مردم عزیزی می گفت چرا بسیاری از متخصصین به کانادا مهاجرت کرده اند خانواده خود را آنجا گذاشته و خود در ایران طبابت میکنند و سالی یکی دو بار به دیدن خانواده میروند چرا نمیروند همانجا کار کنند؟ گفتم عزیز دل من آنجا که چون ایران اینچنین بی قانونی نیست که هیچ کس سر جای خودش نباشد. اینجا برای متخصصین محل پول درآوردن است و کانادا محل خرج کردن پول این مردم. هیچ کجای دنیا به این راحتی نمی توانند پول در بیاورند. چرا باید بروند آنجا و بیکار بگردند. آنجا بین یک کارگر و یک پزشک متخصص و یک مهندس هیج فرقی نیست. آنجا عنوان دکتر و مهندس و عالیجناب و رئیس گفتن جایگاهی ندارد. آنجا فقط کار شرافتمندانه مهم است و هر فردی که کاری شرافتمندانه داشته باشد در چشم مردم از جایگاه برتری برخوردار است. انسانیت حرف اول را میزند نه پست و مقام و عنوانها. امیدوارم روزی در کشور ما هم به این درجه از فرهنگ برسیم که برای انسانیت هم ارزش قائل باشیم. لطفا اینجا را هم بخوانید که فرقش زمین تا آسمان است.

پ . ن ۱ . همسر خودم پزشک مییاشد و مشکلات جامعه پزشکی را از نزدیک لمس کرده  و رنجهایی که همسر عزیزم میکشد با تمام وجود درک میکنم.

پ .ن ۲ . متن کمی در هم برهم شده به بزرگی خودتان ببخشید.