X
تبلیغات
رایتل
یک روز و یک هفته دیگه .....  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 مهر‌ماه سال 1388
تاریخ: شنبه پنجم اردیبهشت 1388 ساعت :13:7 

صبح که میخواستم از خونه با شوهرجان بزنم بیرون دلم گرفته بود. اول هفته و دل گرفتگی؟ شوهرم پرسید چیه امروز سر حال نیستی؟ گفتم انتظار چیز بدی است؟ وقتی می بینم یک روز دیگر شروع شده تا هوای کثیف را استشمام کنیم و باز بروم اداره و غصه بخورم وای کی از دست این دغل بازیها خلاص می شویم دلم میگیره. تا کی باید در این ناکجاآباد برای پیش بردن حداقل حق و حقوق قانونی خودت دنبال پارتی باشی و به هزار و یک دروغ روی بیاری عقلم قد نمی دهد. این روزها هم که تب داغ فوتبال این مملکت را فرا گرفته و از زمانی که آقای مهران مدیری اون فیلم مرد دو هزار چهره اش را روی آنتن برد و ۷۰ میلیون ایرانی در سرتاسر دنیا تماشا کردند  پته همه روی آب ریخته شد و به قول بعضی ها متمدنین ایرانی توی ورزشگاه که همیشه میگفتند جای جوانمردان است جای افراد کثیف و بی ادب و بی معرفت شده که جز اوباشگری در ورزشگاهها چیزی برای عرضه کردن ندارند پر شد از این افراد. تازه این یک قلم بدبختی ها و زد و بندهای جامعه ما میباشد. آدم دیگه دلخوشی ندارد که بخواد در این مملکت بماند. حرف هم بزنی به جرم جاسوسی(رکسانا صابری) اخلال گر، اوباش ، ضد انقلاب و ... دستگیر میشوی و میروی آنجا که عرب نی انداخت. حالا هر چه میخوای قسم و آیه بخوری که بابا من این اسامی اوباما و کلینتون و پرز و اولمرت و ..... همه از تلویزیون شنیدم و الا مرا چه به ارتباط با از خودمون بهتران ما کی باشیم والا اگر حرفی هم زدیم خب از روی دلسوزی بوده از روی اینکه دلمان میخواد مملکتمان از بدی ها دورباشه تا هر جای دنیا می رویم چپ چپ عین جزامی ها به ما نگاه نکنند. تا حتی عربستان سوسمار خور و امارت گور به گور شده از مردم متمدن ما انگشت نگاری نکنند گوش کسی بدهکار این حرفها نیست. (حالا اگر این پست را در راه اهداف دشمنان این مرز و بوم تلقی نکنند و نگویند از قبل سازماندهی شده بود) ببخشید حرف زدم . خدا کنه هر چه زودتر مردم عزیز و شریف این مملکت و خود مملکت از شر ادمهای نق نقویی چون من خلاص شود. آمییییییییییییییییییییییییییییییییین