X
تبلیغات
رایتل
چی بنویسم و چرا بنویسم؟  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 مهر‌ماه سال 1388
تاریخ: دوشنبه سیزدهم مهر 1388 ساعت :13:57 

هر روز میخواهم دغدغه های فکریم را بنویسم. هر روز میخو اهم کتابهایم را چاپ کنم. هر روز میخواهم حرف دلم را بر لوح سفید کاغذ بنویسم . هر روز میخواهم فریاد بزنم آنچه را نمی توانم. دلم میخواهد حقیقت مهاجرت را بگویم راستش میترسم من مثل قهرمانان این مرز و بوم و آزاد مردان و آزاد زنان تن کتک خوردن و زندان رفتن و بازجویی شدن و اینکه بعد هم بازجو برام توی وبلاگم بنویسه را ندارم دروغ چرا میترسم. من شجاع نیستم و به همین علت دیگه نه کتابی چاپ می کنم و نه مقاله ای می نویسم. آخه برای من تعریف نشده که تا چه حد آزادم بنویسم و بگویم. یک وقت از دین و خدا می نویسم خب برداشت مسئولین امر این است که کفر نوشته ام و من سواد دین شناسی را ندارم. یک وقت از سیاست می نویسم من نه اهل سیاستم برخلاف اینکه در اقصی نقاط ایران همه سیاسی شده اند از چوپان در دشتها تا غار نشین ها در کرمان و من اصلا نباید سیاسی حرف بزنم یک وقت از مشکلات شهر می خواهم بنویسم مدعی پیدا می کنم که مگر تو شهرسازی یا شهرداری چی هستی ؟ از بهداشت نگو و نپرس که می گویند مگر متخصص امور بهداشتی ؟ واقعا نمی دانم جایگاه من در کجاست؟ به همین خاطر سعی می کنم برای اینکه صفحات وبلاگم را خالی نگذارم و برای آن عزیزانی که به این وبلاگ سر می زنند وقت می گذارند و میخوانند و گاه گداری هم با نظراتشون منو ارشاد و راهنمایی می کنند دل مشغولی های خودم یا اتفاقات روزانه را بنویسم شاید هم کمی خودم خالی شوم و هم دیگران مشغول.