X
تبلیغات
رایتل
خروج ایران از انزوای جهانی با مهندس موسوی  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 مهر‌ماه سال 1388
تاریخ: دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 ساعت :12:9

 

هر شهروند یک ستاد

جوانان شیرازی حامی موسوی

بعد از انتخابات دور اول ریاست جمهوری آقای خاتمی دیگر در هیچ انتخاباتی(ریاست جمهوری – مجلس – شوراها – خبرگان) بعلت عدم اعتماد به کاندیدا و نتیجه نگرفتن از تحقیقاتم و قانع نشدنم برای شرکت در انتخابات شرکت نکردم . دوستان در دور دوم آقای خاتمی گفتند بیا رای بده یک رای هم سرنوشت ساز است اما من دیگر اعتمادی به اصلاح طلبان و آقای خاتمی نداشتم . در بحثها می گفتم اگر آقای خاتمی اختیار عمل به گفته شما ندارد، اگر مانع جلو اقدامات او درست میشود باید اینقدر شجاعت داشته باشد که استعفای خود را با ذکر دلائل آن بنویسد و از صحنه خارج شود و اینچنین اگر میکرد محبوبیت او صد چندان و اعتماد مردم را به خود بیش از پیش جلب میکرد اما چهار سال دیگر ماندند و ترسوتر از هر زمانی در پست ریاست جمهوری توسط رای مردمی که به او و حرفهایش اعتماد کردند  باقی ماندند. بی اعتمادی مردم به ایشان به جایی رسید که کلمه اصلاحات برای مردم ناخوشایند و دروغین جلوه داده شد. متاسفانه در هشت سال دوره دولت اصلاحات آقای خاتمی مسئولینی هم در راس کار قرار دادند که خود نه بویی از اصلاحات برده بودند و نه درصدد حل مشکلات مردم بودند. خرابکاریهای آنان نیز مشهود است و راه کاری انتخاب نشد که به مردم دلخوشی دهد اصلاحات یعنی چه؟ همین مسائل باعث شد که در دوره نهم مردم رو به فردی جدید اما ناشناخته بیاورند. فردی که مدعی بود مستقل آمده است و میخواهد عدالت و برابری را در جامعه برپا نماید. مردم هم دنبال چنین گزینه ای بودند کمتر از نیمی از رای دهندگان به پای صندوقهای رای رفتند و در حالی که در دور هشتم بیش از 28 میلیون رای دهنده بود با رای 5 میلیونی در یک دور آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری برگزیده شدند (فارغ از بحتهای آقای کروبی و خواب ساعت 5 صبح ایشان و عوض شدن رایها و بردن صندوقهای رای در پادگانها و....) با تمام اینکه ایشان با رای بالایی به ریاست جمهوری نرسیدند اما به هر حال رئیس جمهوری ما بودند و قابل احترام همگان. بایستی همه گروهها از ایشان حمایت بکنند و برای پیش برد اهداف والای کشورمان تلاش نمایند. با اینکه در شعارهای تبلیغانی عنوان کرده بودند شایسته سالاری میکنند و از گماردن خویشان خود در پستها خودداری خواهند کرد دقیقا برعکس تمام حویشان خود را در پستهای مدیریتی قرار داده( پسرشان مسئولیت روزنامه همشهری- خواهرشان مشاور امور بانوان ریاست جمهوری – برادرشان رئیس بازرسی دفتر ریاست جمهوری – خواهر زاده ایشان وزیر صنایع – شوهر خواهرشان رئیس صندوق مهر رضا – دوست صمیمی ایشان وزیر دادگستری و سخنگوی دولت – پدر زن پسرشان مشاور و رئیس سازمان گردشگری و کسان دیگری من نمی شناسم لطفا به نامه حضرت مولا علی ع به فرماندار مصر در نهج الباغه مراجعه فرمائیدنامه حضرت مولا) در حالی که گفتند کاری به پوشش و موی جوانان نداریم که این صحبت متاسفانه شده حربه دست دشمنان و رادیوهای بیگانه دقیقا در دوره ریاست جمهوری ایشان بگیر و ببندهایی صورت گرفت که باز شد حربه ای برای دشمنان ایران و اسلام . تندروی های ایشان در مسائل جهانی و سخنرانی های پرخاشگرانه در مجامع بین المللی و بجای دفاع از کشورمان و بردن نام ایران بزرگ هزاران بار نام فلسطین و... را بردن و گویا مردم ایرانی وجود ندارند (مردم فلسطین مردمی مسلمان مظلوم و رنج کشیده هستند و نیاز به حمایت دارند و این شکی نیست که اسرائیل غاصب است و ستمکار و زورگو اما بایستی برای حفظ کشور خودمان از نابودی از افراط و تفریط در هر زمینه ای گذر کرد ) و همه هم و غم ما شده است کشورهای دیگر گویا در کشور خودمان فقر و بدبختی وجود ندارد. گویا زنانی از این مرز و بوم برای سیر کردن شکم فرزندان خود به تن فروشی روی نمی آوردنداینجا، گویا جوانان ما از بیکاری و بی پولی به بزه و جرم کشیده نمیشوند. گویا دختران ما در امارات به فروش نمی روند. گویا بخاطر فقر مالی و فرهنگی میزان قتلهای خانوادگی و... افزایش نیافته است. گویا مدارس پائین شهر ما از حداقل امکانات بی بهره نیست. گویا فاصله طبقاتی افزایش نیافته است . گویا ایران در جامعه جهانی منزوی نشده است . گویا خود فلسطینی ها با اسرائیل به توافق نرسیده اند. گویا کشورهای کمونیست (چاوز و...) برادران دینی ما نشده اند.اینجا گویا اولین رئیس جمهوری نیستند که بیشترین سفر خارجی بخصوص ونزولا و.. داشته اند . گویا زمینهای کشاورزی در برزیل توسط دولتمردان ما خریداری نشده تا جوانان بیکار برزیل روی ان زمینها به کار گمارده شوند. گویا کشاورزی خودمان بی رونق و بیکار نشده است. گویا کارگران کارخانه یکی بعد  از دیگری بعلت فروش ملک کارخانه و سرمایه گذاری در دیگر کشورها بیکار نگردیده اند و کارگر بدبخت بخاطر شرم از روی خانواده خود را به آتش نکشیده است. گویا پرت کردن کفش به بوش برای آمریکا خفت است و پرت کردن گوجه فرنگی به رئیس جمهوری ما افتخار است .گویا تزویر و ریا و ظاهر سازی و نفاق در بین مردم و نیروهای مذهبی جای صداقت و پاکی و دینداری واقعی قرار نگرفته است و  هزاران گویای دیگر که در این چهار سال رخ داده است. جامعه اسلامی وظیفه دارد به کشورهای فقیر و ستمدیده بخصوص مسلمان کمک کند اما آیا کشور خودمان از فقر و بدبختی و تنگدستی نجات یافته که باید پول بیت المال را کرور کرور برای دیگران بفرستیم مگر پیامبر عظیم الشان اسلام نفرمودند لامعاش لا معاد. آیا با پرداخت پولهای 100 هزار تومان و 200 هزار تومان به مردم فقیر جامعه دردی از این جامعه دوا میکند؟ آیا این جز عوام فریبی میباشد؟اینجا آیا نباید فکر اساسی و بنیادی برای این قشر از جامعه انجام داد؟ آیا قوم خویش سالاری جای شایسته سالاری نگرفت؟ آیا خانم فاطمه رجبی همسر سحنگوی دولت و وزیر دادگستری نیست که بدترین القاب و توهینها را نثار زحمتکش ترین نیروی های انقلاب از بدو انقلاب دوران دفاع مقدس و بعد از آن می نماید( سردار محسن رضایی – سردار قالیباف – آیت اله هاشمی رفسنجانی – آقای خاتمی – نخست وزیر دوران دفاع مقدس جناب آقای میرحسین موسوی و بعضی از مراجع که بزرگان و علما دین ما هستند – خانواده محترم امام  خمینی – آقای کروبی و بسیاری دیگر از نیروهای انقلاب که در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و نبرد 8 سال دفاع مقدس دینی بزرگ بر گردن مردم ایران دارند ) چرا اگر بنده کوچکترین توهینی به یکی از دولتمردان خدای نکرده (هرگز چنین اساعه ادبی از بنده حقیر صورت نخواهد پذیرفت  نعوذ بالله)  سریع واکنش نشان داده خواهد شد اما جناب رئیس جمهوری کوچکترین تذکری به ایشان که نزدیکترین فرد و دوست خانوادگی ایشان و همسرشان است نمی دهند آیا جز این است که با هماهنگی های قبلی آقای الهام سخنگوی رسمی و خانمشان سخنگوی غیر رسمی میباشند؟ با تمام این دلایل و تحقیقات و مصاحبه های آقای میرحسین موسوی و شناختی که در دهه 60 از ایشان داشتم به این نتیجه رسیدم که بهترین گزینه جهت اصلاح جامعه و خروج ایران از انزوای جهانی و برگرداندن شان ایران و ایرانی در بین ملل جهان (ناچار نباشیم عربستان که خود منبع صدور تروریسم وهابی و امارات و دیگر کشورها که آرزوی نابودی ایران را دارند از ما انگشت نگاری کنند تا ایرانی را تحقیر نمایند اینچنین تحقیر شویم) با برداشتهای خودم اصلاح طبان متنبه شده اند و درصدد اصلاحات واقعی هستند. چهره خوشنام آقای موسوی و گفتمان صلح جوی ایشان جهت برقراری حقوق شهروندی و رفع مشکلات جهانی و تحریمهای ایران که عمده ضررش به قشر مستضعف جامعه برمی گردد از اهداف ایشان است و انتخاب ایشان گامی در جهت سربلندی ملت ایران میباشد.