X
تبلیغات
رایتل
بالا شهری ها و پایین شهری ها  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 مهر‌ماه سال 1388
تاریخ: پنجشنبه یکم مرداد 1388 ساعت :17:10 

یادمه آن زمانها که بچه بودم پدرم روزنامه نگار بود و ما جزء طبقه متوسط جامعه بودیم اما در مدرسه من هم طبقه پایین شهر بود و هم متوسط اما از طبقات مرفه فقط معلمها را می دیدیم. قشر معلم بود که با متوسط به پایین خیلی فرق داشتند. گاهی در فیلمها که مردم در خانه اشان مبل و میز و صندلی داشتند آرزوی چنین خانه هایی داشتم. از پدر و مادرم شنیده بودم که مرفهین جامعه افرادی هستند که از قدیم و ندیم جد اندر جدشان پولدار بودند و به همین خاطر درس خواندند دانشگاه رفتند و خارج رفتند و با ما خیلی فرق دارند. بسیاری از مردم پایین شهر خدمتکاران همین طبقه مرفه بودند و گاهی سالیان سال در خانه کارفرما زندگی میکردند و به قولی محرم آنها می شدند. بخصوص که یاد گرفته بودم طبقه مرفه دین و ایمان ندارند و بی بندوبارند. انقلاب شد مستضعفین می خواستند از مستکبرین جامعه حق خودشان را بگیرند. معتقد بودند حقشان را خورده اند. خیلی از مرفهین که احساس خطر  کردند خانه و کاشانه خود را گذاشتند و از ایران رفتند. آنهایی که ماندند رنگ عوض کردند و راه نگه داشتن ثروت و اندوخته خود را یافتند. اما اینک وقتی نگاه می کنی طبقه مرفه جامعه آنانی نیستند که روزگاری اصل و نسبشان پولدار بوده. تحصیلکرده بودند بلکه حالا مذهبی هایی هستند که دم از دین و ایمان می زنند. دوستی به من گفت" فریبا خانم شما خانه اتان بالای شهر است یک کارمند ساده هستی از کجا آورده اید؟" گفتم : اولا که ما خانه نداریم و در طبقه دوم خانه پدر همسرم زندگی می کنیم. دوما پدر و مادر همسر من ۸۰ سال از سنشان می گذرد و بیش از ۵۰ سال ازدواجشان در همین خانه بوده اند که زمانی اینجا بر و بیابان بوده ثانیا پدر بزرگ همسرم تاجر این شهر بوده و تازه بیشتر ارثش را بخشیده و همین خانه را برای فرزندش گذشته  اما ۹۸ درصد محله ما پاسدارند و جوانند. همه ماشینهای هیوندای و بنز و ماکسیما و زنتیا و خانه شان هم کمتر از ۱۵۰۰ متر متراژ ندارد. مدتی پیش یکی از اشنایان بعد از سالها از امریکا امده بود و به خانه ما امد با لبخندی گفت فلانی کوچه کاخ نشینها می نشینید؟ بله دوستان متاسفانه تمام این محله مذهبی هستند که اکثرا هم شهرستانی یا اهل روستاها هستند. اما نمی دانم چی شده که یک فرد نظامی میلیاردر میشود؟ مسجد محله ما روزی نیست که جای سوزن انداختن باشد. خانه اشان تا مسجد کمتر از ۵۰ متر فاصله دارد اما نوکر انان باید خانم را تا مسجد برساند و بایستد تا نمازش به جماعت تمام شود. هر کدام حداقل دو تا نوکر و کلفت دارند. از خانه بیرون که می ایند می بینید همه خانواده تیپ مذهبی دارند اما با چه فیس و افاده ای جلو یکدیگر بیرون می ایند. مسجد که خانه خدا است را بالا شهر و پایین شهر کرده اند. یک مسجد در محله بالای شهر برای مراسم ختم چند برابر یک مسجد در پایین شهر هزینه می گیرند. وقتی ختم همکاری یا اشنایی در مسجد پایین شهر برگزار میشود کمتر کسی حاضر میشود به مجلس ختم برود اما در بالای شهر جای سوزن انداختن نیست. محل دفن مرده هاشون فرق دارد. همه در قبرستان عمومی دفن نمی کنند و هزاران مورد دیگر که متاسفانه بعد از انقلاب نصیب بچه مذهبی ها شده خوب معلوم است که اینها نمی خواهند مشکلی برای این دولت پیش بیاید چون بطور بادآورده ای پولدار شده اند و تازه بدوران شده اند. کاش آقا ظهور فرمایند.