X
تبلیغات
رایتل
مشغله های فکری  چاپ
تاریخ : دوشنبه 4 آبان‌ماه سال 1388

نیمه های شب خواب می دیدم که یک دفعه از خواب پریدم. نگاه به ساعت کردم ۲ شب بود . سام هم بیدار بود و داشت مطالعه میکرد. متاسفانه فراموش کردم  چی خواب می دیدم دیگه خوابم نبرد. هر چه دست به دست شدم فایده نداشت تا اینکه بلند شدم و به آشپزخانه رفتم. وای از این آشپزخانه که هر وقت وارد میشوی بیرون آمدنت هیات است. ساعت ۵.۵ صبح بود رفتم نماز خواندم سام را هم بیدار کردم تا نمازش را بخواند بعد از نماز او هم دیگر نخوابید. منم که طبق معمول مشغول کار در آشپزخانه شدم که یک دفعه صدای زنگ ساعت بلند شد که هر روز کوک میشد برای بیدار شدن و رفتن سر کار. باورم نمی شد اینقدر زود گذشته باشد. کار ادم را حسابی مشغول میکند. سام همیشه به من میگه " تو نمیتونی لحظه ای راحت بشینی " راست میگه هر جا هستم باید مشغول کاری شوم. امروز هم که روز شلوغی داشتم. اول صبح آمدم اداره برای تنظیم سند زمینی باید میرفتم دفتر خانه و از آنجا برای انتقال سند ماشین و تعویض شماره کار داشتم خلاصه در این چند ماه باقیمانده باید کارهای عقب مانده را انجام دهم. وای که در این دفتر خانه ها و راهنمایی و رانندگی چقدر وقت آدمی تلف میشود. بعدش هم برگشتم اداره و کارهای روزمره اداری. بین راه هم سام میگفت طبق برنامه ریزی که کردیم اگر مشکلی پیش نیاید و تا آخر آذرماه ویزامون بیاد سه ماه تا عید مانده را هر کاری داریم انجام دهیم و برای نیمه دوم فروردین هم بلیط تهیه کنیم حالا می بینم ۵ ماه و نیم وقت داریم که خیلی کم است. تماسی گرفتم با دفتر تهران ببینم فرمهای مدیکال آنجا رسیده نه که اعلام میکرد شماره مورد نظر مسدود میباشد. خلاصه بایستی عصر با دفتر کانادا تماس بگیریم. هزار و یک کار دارم و یک دفترچه یادداشت گرفتم تا الویت بندی کنم و به ترتیب کارها را انجام دهیم. خدا کند کارها خوب پیش برود.

پ.ن . عزیزی برای من کامنت خصوصی گذاشته در مورد مطلب قبلی که چون از طریق فدرال اقدام کردیم نیازی نیست حتما چند ماهی را در تورنتو باشیم می توانیم از اول هر شهر یا استانی بخواهیم برویم دوستان عزیز که کانادا هستند کسی توضیح بیشتری در این خصوص دارد به ما بدهد ؟