X
تبلیغات
رایتل
google street و ایران سبز  چاپ
تاریخ : پنج‌شنبه 7 آبان‌ماه سال 1388

صبح همه دوستان عزیز بخیر و خوشی . بعد از مدتها که هر شب با استرس می خوابیدم و ماهها بود خواب راحتی نداشتم دیشب الحمد الله خوب خوابیدم و خوابهای خوشایندی در زمینه کار هم دیدم.  خلاصه امروز هم سرحال به کار مشغول شدم و با اینکه میدانم چه روز شلوغ پرکاری خواهم داشت عین خیالم نیست. همیشه دلم میخواهد با روی خوش با ارباب رجوع روبرو شوم گرچه در اوج ناراحتی هم سعی میکنم ناراحتی خودم را به دیگران انتقال ندهم . معمولا ناراحتی ویروسی بسیار مسری دارد که خیلی زود انتقال پیدا میکند. دیشب ساعتها نشستم پای کامپیوتر و چون خانه ما شده بیمارستان و چند نفر بستری داشتیم( خواهرم - شوهر خواهرم - همسرم - دختر خواهرم) همگی آنفلونزا گرفته بودند(نترسید از نوع خوکی شکر خدا نبود) وضعیت خواهرم از بقیه بدتر بود و سام در عین حالی که خودش مریض بود مجبور شد به مداوای آنها بپردازد. به خواهرم سرم وصل کرد و آمپولهای مورد لزوم را در سرم ریخت و به شوهرخواهرم و دخترش هم آمپولهای لازم را تزریق کرد . جالب است حاضر نشد خودش آمپول بزند. اینم از لطف آقایون پزشک است  خلاصه چون همه در این حال و وضع بودند منم خودم را مشغول کامپیوتر کردم و در google street شروع به چرخیدن کردم. اکثر خیابانهای ونکور و شهرهای اطراف ، تورنتو را دیدم . یادی هم از سفرهای گذشته کردم و سری به فرانسه زدم و شهر و خانه ای که اقامت داشتم را دوباره دیدم و کلی خاطره برایم تازه شد. بعدش هم رفتم سراغ ایتالیا و شهر میلان یادش بخیر چه روزهایی بود. در کشورهای آسیایی هم که گوگل استریت کار نمی کرد که برایم کمی عجیب بود مثل کره ژاپن مالزی خلاصه با همه پیشرفتی که داشتند این مکانات را نداشتند. از قرار معلوم فیلم برداری ها مربوط به همان روز است دو شهر ونکور و تورنتو را با هم مقایسه کردم. در این فصل ونکور عین بهار سرسبز و زیبا بود وای از طبیعت زیبایش و خیابانهای عریض و طویل و خلوت آن اما تورنتو طبیعتی زمستانی داشت و درخت ها همه برگهایشان خشک شده و خلوت بودند. با اینکه آنجا هم بزرگ و زیبا بود اما به زیبایی ونکور نمی رسید. خانه های ویلایی شیکی که در هر دو شهر بود صحنه های فیلم های پزشک دهکده و یا خانه کوچک و بچه های جزیره به خاطر آدمی می اورد. کلی ذوق کردم خدایا یعنی میشه مردم ما هم روزی چون این مردم در این آرامش و زیبایی زندگی کنند. ؟ یعنی میشود اینقدر در مملکت ما آزادی که حق هر انسانی است داده شود و بجای اینکه دولتمردان ما وقتشان را برای بگیر و ببند مردم بی گناه و عزیزانمان و در زندان انداختن انها سپری کنند به فکر ساختن مملکت و فراهم کردن آسایش برای مردم باشند. آیا میشود این همه سرمایه این مملکت که از کشور خارج میشود و بخاطر مسائل سیاسی (نه از سر دلسوزی و مسلمانی) خرج دیگر کشورهایی که هیچ نفعی هم برای ما ندارند و اکثرا هم دشمن ما هستند خرج همین مردم نجیب و کم توقع ایران میشد و کشوری که این همه ثروت دارد  مردم این مرز و بوم هم در آسایش و آرامش و خوشی زندگی کنند. بخدا قسم میشود اگر بخواهند میشود. چون ما کشوری ثروتمند هستیم اما ثروت کشورمان خرج جاهای دیگر میشود و الا روزگاری ایران بهشتی برین بوده که به این روز و حال در آمده است . به امید پیروزی و بهروزی مردم ایران سبز.